اولین پایگاه خبری - تحلیلی شهر تهران

حسن خسروی
موزه باید به اهلش سپرده شود!

حقیقت آن است که مردم از موزه ها فراری هستند و به نظر نمی رسد که یک آسیب شناسی و تحقیق میدانی جامعی صورت گرفته باشد که چرا میزان مراجعه مردم به موزه ها کم است؟ واقعا چرا؟

با وقوع انقلاب اسلامی هرآنچه که در مراکز و مجموعه کاخهای شاهنشاهی نظیر کاخ سعد آباد و نیاوران و گلستان و ... قرارداشت تحت مصادره و در اختیار بنیاد مستضعفان قرارگرفت.

در طول چهل سال گذشته به نظر می رسد که بنیاد مستضعفان تاکنون گزارش شفاف و قابل دسترسی ارائه نداده که با این اموال و داشته های مادی و معنوی که نگهداری کرده یا بفروش رسانده چه بیلان و عملکرد قابل دفاعی اولا به نفع مستضعفان و ثانیا به نفع کشور داشته است.

مستثنی بودن این قبیل مراکز از حسابرسی های معمول قانونی و دولتی خود مزید بر این ادعاست که کسی از رفتار و کردار بنیاد مستضعفان از باب چگونگی عملکرد و نگهداری وسایل و تجهیزات در کاخها و سکونتگاه های خاندان سلطنتی و به اصطلاح طاغوتیان، مطلع نمی باشد.


بیان مسئله: در تهران و برخی شهرها با تنوع موزه هایی چند روبرو هستیم که عمدتا در دست نهادها و سازمانهای دولتی هستند از قبیل:
- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران موزه جواهرات و...

- موزه مجلس شورای اسلامی

– موزه ملی قرآن در نزدیکی محل مجلس سابق در خیابان امام خمینی (ره)

- کاخ موزه های سعد آباد

– نیاوران و...

– موزه آستان مقدس حضرت عبدالعظیم در شهرری

– موزه آستان قدس رضوی در مشهد

– موزه عبرت

 – موزه هنرهای معاصر

– انواع موزه های آب و برق و گاز و پست و تلفن و....

سوال اینجاست که مثلا مجلس شورای اسلامی به چه دلیلی باید دارای موزه و متولی موزه داری باشد؟ یا بنیاد مستضعفان بنا به شرایط زمان و مکان در اول انقلاب عهده دار نگهداری بخشی از میراث پادشاهان و وسایل آنان بوده اما واقعا امروزه چه توجیهی دارد که بنیاد مستضعفان موزه داری کند؟ قاعدتا و عقلایی آن است که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری عهده دار تمامی این موزه ها و امورات آنان باشد و یک بار برای همیشه این بساط پراکندگی و سردرگمی و وضعیت اسفبار موزه داری در کشور بایستی برچیده شده و تعیین تکلیف شود.

اگر چه متاسفانه بخش مهمی از میراث معنوی و تمدن ایران زمین بناحق در موزه های معتبر کشورهای دیگر نگهداری می شود اما منطقی آن است که دولت و مجلس با هماهنگی یکدیگر در راستای تجمیع و ادغام و یک کاسه کردن وضعیت متولی امور موزه و موزه داری در کشور تصمیم درست و منطقی گرفته و کشور را از بحران نابودی میراث معنوی ایران نجات بخشند.

متاسفانه این موازی کاری ها سبب شده تا سالانه شاهد هزینه های سرسام آوری برای نگهداری موزه هایی باشیم که حتی هیچ خاصیت اقتصادی هم ندارند و اینها در حالی است که ما همواره داد کسری بودجه داریم که پول نیست و دولت باید کوچک سازی کند و چابک شود و... از سوی دیگر موزه داری توسط دستگاهها ساختار سازمانی و پرسنلی آنان را هم دچار گرفتاری می کند چون موزه داری تخصص و شرایط خاص مکان و پرسنل خود را دارد.

موزه داری یک امر فنی حرفه ای است. جای آن در ساختار مجموعه مجلس شورای اسلامی یا بانک مرکزی یا بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی و.... نیست. این عزیزان باید در راستای سبک سازی و چابک کردن خود گام برداشته و از برخی منافع احتمالی چشم پوشی کرده و کار را به کاردان و متولی اصلی آن بسپارند. مثلا اگر شخصی به عنوان محقق علوم قرآنی بخواهد به نسخه های خطی قدیمی قرآن دسترسی داشته باشد واقعا باید به کدامین موزه و در چه شهری و با چه شرایطی مراجعه نماید؟ آیا اساسا ما سامانه ای جامع از موزه های کشور و هرآنچه که در آنها هست داریم؟ قطعا نداریم؟ هیچ چیزی جز اسیر شدن و اتلاف وقت برای چنین محققی حاصل نمی شود.

ما در واقع نیازمند یک شهر موزه ای مقتدر یکپارچه و متمرکز هستیم که متاسفانه در چهل سال گذشته توجه لازم بدان نشده و این باعث هدر رفت امکانات و فرسوده شدن وسایل موزه ها و خاک خوردگی آنان شده است.

آمار مراجعان داخلی به موزه ها بسیار نگران کننده است . مردم با موزه ها قهر هستند و موزه ها به نظر میرسد که بیشتر دوست دارند بکر بمانند و تعطیل و خاک بخورند. وضعیت اسف بار توریسم و گردشگری هم که نیازی به گفتن ندارد. چرا که واقعا اگر بخواهیم یک گروه گردشگر را با تاریخ و تمدن و میراث معنوی کشورمان آشنا کنیم باید او را به کجاها ببریم؟ اینکه هر ارگان و سازمانی یکسر قصه موزه داری را گرفته و به نفع خود کار کند و جزیره ای عمل کنیم قطعا برآیند آن به نفع صنعت گردشگری و اقتصاد و بودجه کشور نیست حال چه رسد به فرهنگ و تمدن و...

حقیقت آن است که مردم از موزه ها فراری هستند و به نظر نمی رسد که یک آسیب شناسی و تحقیق میدانی جامعی صورت گرفته باشد که چرا میزان مراجعه مردم به موزه ها کم است؟ واقعا چرا؟ این اشیاء و ابزارآلات و تجهیزات بی جان که در دل خود هزار حرف نگفته دارند چرا باید مورد بی مهری قرار بگیرند. اینها همه و همه برای عبرت و مطالعه و آشنایی ما با آنچه که در گذشته جریان داشته است نگهداری می شوند، پس چرا خاک می خورند و می پوسند و از آنان استقبالی نمی شود؟

در چهل سال گذشته، روسای جمهوری، دهها و صدها سفر استانی داشته اند ، اما کدامیک چند مصوبه برای حمایت از میراث معنوی و موزه ها داشته اند؟ روسای مختلفی بر مسند سازمان میراث فرهنگی نشسته اند اما کدامیک حقیقتا کاری کرده است کارستان برای دفاع از موزه ها، این زبانداران بی جان؟!؟.

وقت آن رسیده است که موزه ها را از نابودی نجات دهیم. زنگ خطر نابودی موزه ها سالهاست که بصدا درآمده اما کجاست گوش شنوا؟ موزه باید به اهلش سپرده شود به متخصص آن سپرده شود به متولی و صاحب کار اصلی آن واگذار شود و در این صورت است که همگان تکلیف خود را با موزه خواهند دانست و می توان برای آن طرح و برنامه مناسب اقتصادی و فرهنگی و گردشگری داشت. همین. تاچه قبول افتد و چه در نظر آید. من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم. خواه ازسخنم پند گیر و خواه ملال.

 

حسن خسروی – دانشجوی دکتری تخصصی مدیریت دولتی

 

منتشر شده توسط شارا در تاریخ ۱۳۹۶ شنبه ۲۹ مهر
کدخبر:14035منبع:شاراتاریخ انتشار:۱۳۹۶ بيست و نهم مهرلینک خبر: http://www.nabteh.ir/Pages/News-14035.aspx