آرشیو خبر کد خبر: 14123     
لیدا محمودی

تخصص، تعهد و مخاطب شناسی

مركز تلويزيون و انيميشن حوزه هنري
آنچه که باعث می‌شود تهیه کننده‌ها و برنامه سازان تلویزیونی در رسانه ملی موفق عمل کنند این است که خطی بین ضابطه و رابطه کشیده شود.
تاریخ انتشار :۱۳۹۶ دوشنبه ۸ آبان ساعت 21:01

بحث تولید برنامه در تلویزیون یک همکاری دوجانبه بین سیاست‌گذاران و شبکه، با تهیه کنندگان و برنامه سازان است. به طور حتم تمام تهیه کنندگان و دست اندرکارانی که با تلویزیون کار می‌کنند، از سیاست‌ها و راهبردهای کلان کشوری و همینطور اهداف کلی صداوسیما خبر ندارند، نکاتی که بعضا به صورت بخشنامه به مدیران میانی و بخش های مختلف سازمان ابلاغ می‌شود. ما هرسال یک سری سیاست‌های کلی در کشور و البته صداوسیما داریم، مثل مناسبت‌های مختلف تقویمی، سیاسی یا نامگذاری هر سال، چنین سیاست‌هایی در نهاد تلویزیون اهمیت بالایی دارد و باید مطابق با آنها برنامه‌های تلویزیونی ساخته شود. در این شرایط و برای این سیاست‌ها شبکه باید نقش ایده پرداز را بازی کند و به تهیه کنندگان و برنامه سازان بگوید برنامه‌هایشان را در این موضوعات ارائه دهند. یعنی موضوع از طرف شبکه باشد، اما نوع ساخت، خلاقیت و چگونگی پرداخت به موضوع توسط برنامه سازان و تهیه کنندگان خلق شود. اینکه موضوعات و تمام آنچه که قرار است به مخاطب ارائه شود، از سوی شبکه به برنامه سازان دیکته شود کاملا غلط است و نتیجه کار، یک برنامه یک سویه می‌شود که هیچ خلاقیتی در آن نیست و موضوعات بین چندین نفر که در حوزه مدیریت تصمیم گیرنده هستند، باقی می‌ماند و فقط افکار آنها در یک دور تسلسل منتشر می‌شود، نتیجه این اتفاق هم این می‌شود که رسانه مخاطبش را از دست می‌دهد.

ایده از شبکه، خلاقیت از برنامه ساز

بهترین کار و لزوم بالندگی و پایندگی یک نهاد برنامه ساز این است که سیاست‌های کلی و اهداف راهبردی سازمان از طریق شبکه بیان شود، ولی در مورد انتخاب موضوعات از دیدگاه‌ها و نظرات مختلف استفاده شود. حتما نباید کارمندان رسمی یا افرادی که همیشه با رسانه کار می‌کنند وظیفه ایده پرازی یک برنامه را برعهده بگیرند، چون خلاقیت و ایده‌سازی آزاد است و در ذهن هر فردی می‌تواند متولد شود، حتی کسانی که اصلا رسانه‌ای نیستند. هنر رسانه، تهیه کننده و برنامه ساز این است که آن ایده مطرح شده را به بهترین شکل تبدیل به یک برنامه تلویزیونی مخاطب پسند کند و با ابزارهایی که در دست دارد آن ایده را بپروراند تا برنامه‌ای جذاب برای مخاطب سخت پسند تلویزیون تولید کرده باشد.

آنتن پرکنی، هرگز

برای برنامه سازی نمی‌توان یک فرمول خاص مثل فرمول‌های شیمی نوشت و از روی آن عمل کرد، ولی با این وجود استانداردهایی دارد که از ابتدای تاریخ پیدایش تلویزیون بوده و تا پایان عمر این رسانه با آن همراه است، استانداردهایی که یک تهیه کننده باید آنها را بداند. یکی از این استانداردها که به شدت اهمیت دارد ین است که ما اگر می‌خواهیم در جذب مخاطب موفق باشیم، جامعه هدف و ظرفیت رسانه‌مان را بشناسیم. متاسفانه درحال حاضر شاهد این هستیم که خیلی از همکاران با وجود اینکه سابقه چندین و چند ساله حضور در رسانه ملی را دارند ولی هنوز الفبای رسانه را نمی‌شناسند و نمی‌دانند برای کجا و چطور کار می‌کنند. فردی که تهیه کننده است، برای اینکه یک موضوعی را به مخاطبش بگوید و او را همراه خود نگه دارد، باید با مدیریت و مهندسی پیام آشنایی داشته باشد. ما باید مخاطب‌مان را بشناسیم و باتوجه به ذائقه او برنامه سازی کنم. مثلا اگر برای کودک برنامه می‌سازیم و جامعه هدف‌مان بچه‌ها هستند، روحیات آنها را بشناسیم و بدانیم که یک کودک ازما چه می‌خواهد و به چه دلیل پای تلویزیون می‌نشیند. با آرایش‌های خاص و دکورهای عظیم و زرق و برقی که به برنامه می‌دهیم، نمی‌توانیم مخاطب را نگه داریم. باید در مورد مخاطب تحقیق کنیم و با ابزارهای رسانه‌ای و استانداردهای بین‌المللی برنامه سازی، هدف مان از ساخت برنامه را بشناسیم. اگر این مولفه‌ها را رعایت کنیم، برنامه مخاطب را جذب می‌کند، ولی اینکه یک موضوع داشته باشیم و بخواهیم صرفا برای دستمزد یک برنامه را روانه آنتن کنیم، به طور حتم هیچ مخاطبی جذب اثر ما نمی‌شود و رسانه نیز در مسیر قهقرا حرکت می‌کند.

درست کپی کنید

یکی از روش‌های برنامه سازی کپی کردن از برنامه‌های خارجی است، اتفاقی که فرصت بسیار خوبی است که اگر به صورت غلط از آن استفاده شود تبدیل به فرصت سوزی می‌شود. این حرکت به خودی خود مشکلی ندارد اما اینکه به جز طرح اصلی حتی دکور، نوع لباس و... نیز بدون هیچ تفکر و بومی سازی کپی شود به برنامه ضربه می‌زند. یک اثر تلویزیونی باید با مقتضیات مخاطبانش و تعلقات خاطر آنها، میزان سواد جامعه، فرهنگ، آداب و رسوم، سنت‌ها، تعصبات فرهنگی، دینی و... همراه باشد. به طور کلی باید گفت که کپی برداری نباید عین به عین شبیه به همان برنامه‌ای که در خارج از کشور ساخته می‌شود، باشد. ما باید به درستی از آثار خوب خارجی الگوبرداری کنیم، به ویژه مستندهای خیلی خوبی که از بعضی شبکه‌ها پخش می‌شود و در سطح دنیا مخاطبان زیادی را با خود همراه می‌کند. وقتی یک برنامه را در هرکجای دنیا ببینیم متوجه می‌شویم که این اثر هدف و مخاطب خاص خود را دارد و برای اینکه آن برنامه را در کشورمان بسازیم، باید به درستی آن را بومی سازی کنیم، ولی متاسفانه چنین چیزی رخ نمی‌دهد چون در حوزه رسانه آموزش آنچنانی وجود ندارد و برنامه سازهای ما پیش از ورود به این عرصه به درستی با استانداردهای این کار آشنا نمی‌شوند. یک سری آموزش‌های آکادمیک و دوره‌های آموزشی وجود دارد که بعضی از دوستان از آن طریق وارد این حرفه می‌شوند ولی بقیه به صورت تجربی این کار را انجام می‌دهند و به صورت حرفه‌ای با مسائل آشنا نمی‌شوند.

اسپانسر دشمن هویت رسانه

موضوع حائز اهمیت دیگر در برنامه سازی اسپانسر گرفتن است، اسپانسر یعنی حامی و اسپانسرها می‌توانند این حمایت را به صورت معنوی و مادی انجام دهند. حمایت معنوی به معنی تبادل اطلاعات و پشتوانه‌های تحقیقاتی است که می‌تواند یک برنامه را در جهت پیشبرد اهدافش کمک کند، اما وقتی مقوله حمایت‌های مالی اسپانسرها به وجود می‌آید، برنامه سازان برروی لبه تیغ خطر حرکت می‌کنند، چون اینجا جایی است که در اکثر مواقع رسانه هویت خود را از دست می‌دهد و تابع نظرات اسپانسر می‌شود. این اتفاق خیلی بدی است که رخ داده و در حال حاضر اغلب برنامه‌های ما درگیر این ماجرا هستند، چنین چیزی به خاطر عدم مدیریت صحیح برروی منابع مالی است. آفت اسپانسر نه فقط در صداوسیما که در دیگر رسانه‌ها از جمله مکتوب و اینترنتی نیز وجود دارد، وقتی اسپانسر حرف اول را بزند، هویت و شاکله رسانه در رتبه دوم قرار می‌گیرد و این از لحاظ حرفه‌ای برای رسانه مناسب نیست.

رابطه یا ضابطه، مسئله این است

آنچه که باعث می‌شود تهیه کننده‌ها و برنامه سازان تلویزیونی در رسانه ملی موفق عمل کنند این است که خطی بین ضابطه و رابطه کشیده شود. متاسفانه درحال حاضر رابطه‌ها جای استانداردها و ضابطه‌مندی را گرفته‌اند و به خاطر یک سری مسائل مالی، فامیلی و... افرادی به بدنه برنامه سازی تزریق شده‌اند که الفبای این کار را نمی‌شناسند و تخصصی در این زمینه ندارند. تخصص و تعهد در هر کاری حرف اول را می‌زند و رسانه نیز از این قاعده مستثنی نیست، زمانی که وجدان کاری نباشد هم تهیه کننده به مسیر اشتباهی می‌رود. نتیجه این اتفاقات چنین شده که در تلویزیون می‌بینیم کیفیت فدای کمیت شده و حال و روز رسانه ملی اصلا خوب نیست. درحال حاضر رسانه ملی رقبای مهمی دارد و با این شرایط توانایی مقابله با آنها را ندارد، این روزها حتی در دورترین مناطق محروم کشور هم تلفن همراه وجود دارد و مردم با شبکه‌های مجازی و اینترنت از همه چیز مطلع هستند، این باعث شده که ما در رسانه اخبار، اطلاعات و برنامه‌هایی که برای مردم می‌سازیم بیات و کهنه باشد. این نکته را باید در نظر بگیریم که ما هرچقدر هم استانداردهای برنامه سازی را رعایت کنیم و خلاقیت به خرج دهیم، اگر واقع نگر نباشیم و بخواهیم محدودیت‌های بیش از اندازه و خودسانسوری اعمال کنیم، هیچ مخاطبی را در کنارمان نخواهیم دید. امیدوارم این ضعف‌های رسانه ملی هرچه سریع‌تر برطرف شود تا بتوانیم در بازار رسانه‌ای این روزها، مخاطبان را به سمت خودمان جذب کنیم.

 لیدا محمودی

 



نام :  
پست الکترونیکی :    
نظر شما :  
کد امنیتی: